الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

13

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

شود نتيجه‌اش آن است كه عقل مىگويد : العدل يحسن فعله شرعا و لكن ممكن است كسى اين سخن را منكر شود و بگويد كه ما قبول نداريم كه عدالت حسن شرعى داشته باشد . به عبارت ديگر از راه اين حكم عقل نمىتوان حكم شرعى را استكشاف نمود چنان كه اخباريين منكر هستند . لذا ما بايد ثابت كنيم كه اين حكم عقل و استنتاج عقلى و ادراك عقلى حجيت هم دارد يعنى بدين‌وسيله ثابت مىگردد كه شارع هم در واقع چنين حكمى دارد و اثبات آن مربوط به مباحث حجت است . و الحاصل : خلاصه اينكه ما در باب مستقلات عقليه از دو مسئله بحث و گفتگو مىكنيم : 1 - از صغرى كه كدام فعل اختيارى ما عند العقل حسن و بايستنى و ينبغى ان يفعل است و كدام عمل اختيارى ما قبيح و لا ينبغى فعله است . 2 - از كبرى كه آيا هرچه را عقل ادراك نمود لازمه‌اش آن است كه شرع هم او را ادراك كند يعنى هرچه را عقل طبق او حكم كرد آيا لازمه‌اش آن است كه شرع هم طبق او حكم كند و وجوب يا حرمت درست كند يا نه ؟ بحث ما در اصول از همين كبراى كلى است و نتيجهء اين دو مقدمه آن است كه عقل مىگويد : فلان كار عند الشارع حسن است يا قبيح است . اما آيا اين حكم عقلى حجه ام لا ؟ در مباحث حجت بايد گفتگو شود . و اما در غير مستقلات عقليه : باز هم وجه اين تسميه پس از بررسى صغرى و كبراى اين استدلال روشن مىگردد : بعنوان مثال : مقدمهء اول كه صغراى قياس است عبارت است از اينكه : هذا الفعل واجب اين صغرى يك قضيهء شرعيهء محضه است . و جاى بحث آن در علم فقه است و ربطى به اصول ندارد و مقدمهء ثانى كه كبراى قياس باشد عبارت است از اينكه : كل فعل واجب شرعا يلزمه عقلا وجوب مقدمته شرعا . يعنى ملازمه است عقلا بين وجوب ذى المقدمه شرعا و وجوب مقدمه شرعا . نتيجه آن است كه عقل مىگويد : مقدمهء واجب در نزد شارع واجب است . اما آيا اين حكم عقلى حجيت دارد يا نه ؟ در مباحث حجت خواهد آمد . يا مثلا شارع فرموده : هذا الفعل واجب . اين صغرى و مربوط به فقه است . سپس عقل مىگويد : كل فعل واجب شرعا يلزمه عقلا حرمه ضده شرعا . يعنى ملازمه است بين